آیا میدانید :

آیا میدانید :

در تایوان بشقابهای گندمی درست میشود وافراد بعد از خوردن غذا بشقابهایشان را هم میخورند.

آیا میدانید

: گوش و بینی درتمام طول عمر انسان در حال رشد میباشند و بزرگتر میشوند.

آیا میدانید

: آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست میباشد.

آیا میدانید

: اولین مردمانی که نخ را کشف کردند وموفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.

آیا میدانید

: بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیقترین نقطه آن به ۴۳۳۰متر میرسد.

آیا میدانید

: فقط پشه ماده نیش میزند و از پروتین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده میکند.

آیا میدانید

: هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است.

آیا میدانید

: مقاومت موش صحرایی در برابر بیآبی بیشتر از شتر است.

آیا میدانید

: جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون است.

آیا میدانید

: یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان در اختیار دارد.

آیا میدانید

: ۳۵۰ هزار نوع کفشدوزک در جهان وجود دارد.

آیا میدانید

: نوشابه های زرد رنگ، زیانبارتر از نوشابههای سیاه رنگ هستند.

آیا میدانید : شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید.

آیا میدانید : تعداد سلولهای گیرنده بویایی در سگهای معمولی، یک میلیارد و در سگهای شکاری،۴ میلیارد عدد است

آیا میدانید

: رشد کودک در بهار بیشتر است.

آیا میدانید

هر انسان در حدود نیم ساعت یک تک سلولی بوده است ؟

آیا میدانید

دندان تنها بخش از بدن انسان است که ترمیم نمی شود ؟

آیا میدانید

هر چروک ایجاد شده در ابرو نتیجه ۲۰۰۰۰۰ اخم است ؟

آیا میدانید

اکثر افراد در کمتر از ۷ دقیقه خوابشان می‌برد ؟

آیا میدانید

آب دریا بهترین ماسک برای صورت انسان است ؟

آیا میدانید

ورزش کردن در گرما به کاهش اشتها کمک می‌کند ؟

آیا میدانید

عمر پرزهای چشایی انسان از ۷ تا ۱۰ روز است ؟

آیا میدانید

اندازه قلب هر فرد به اندازه مشت اوست ؟

آیا میدانید

قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد ؟

آیا میدانید

سریع ترین عضله بدن انسان زبان اوست ؟

آیا میدانید

بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ؟

آیا میدانید

تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیه چشم است ؟

آیا میدانید

استرس تا ۵ برابر سیستم ایمینی بدن را پایین می آورد ؟

آیا میدانید

تـنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید در حدود ۵۰ هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید جایگزین آن می شود ؟

آیا میدانید

در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می کند کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی به اندازه یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند ؟

آیا میدانید

اولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال ۱۹۸۱ به دنیا آمدند ؟

آیا میدانید اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را به دنبال هم بچینیم، طول آن به ۴۵ مایل خواهد رسید ؟

آیا میدانید

در طول یک سال، قلب یک انسان عادی ۴۰ میلیون بار می تپد ؟

آیا میدانید بیشتر انسانها در یک دقیقه ۲۵ مرتبه پلک می زنند و بطور میانگین هر انسان سالانه بیش از ۱۳ میلیون مرتبه پلک می زند ؟

آیا میدانید معده شما باید هر دو هفته یکبار ماده مخاطی جدید ترشح کند در غیر اینصورت خودش را هضم خواهد کرد ؟

آیا میدانید

شش سمت چپ کوچکتر از شش سمت راست است تا فضایی برای قلب ایجاد شود ؟

آیا میدانید

جراحی چشم یکی از پیشرفت های چشمگیر در طب باستان به شمار می رود ؟

آیا میدانید

عطسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ بر ۱۰۰ مایل بر ساعت دارد ؟

آیا میدانید اگر بدن شما خشک و یخ زده شود ۱۰% به وزن آن اضافه خواهد شد که این مقدار وزن اضافی را مایکرو ارگانیسم هایی که بر روی بدن قرار دارند، تشکیل می دهند ؟

آیا میدانید براساس آمارهای اخیرسازمان جهانی سلامتی، روزانه در حدود ۱۰۰ میلیون فعالیت جنسی رخ میدهد؟

آیا میدانید زمانیکه گوشت و شیر را با هم می خورید، بدن به هیچ وجه کلسیم شیر را جذب نمی کند و بهتر است میان مصرف گوشت و شیر حداقل ۲ ساعت فاصله باشد ؟

آیا میدانید

ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می توانیم هر دارویی را در بدن خود تولید کنیم ؟

آیا میدانید

طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟

آیا میدانید

محـقـقان اخیـراً بـه ایـن نتیجه رسیده اند که کلیه انسان ۵۰۰ عملکرد متفاوت دارد ؟

آیا میدانید

ساختمان عملکرد دست وال، سگ، پرندگان (بال ها) و انسان دقیقاً مشابه است ؟

آیا میدانید شبکه چشم ۱۳۵ میلیون سلول احساس دارد که مسئولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد ؟

آیا میدانید چشم انسان حدود ۱۳۵ میلیون سلول بینایی دارد که معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل عمل می کند ؟

آیا میدانید

چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد ؟

آیا میدانید

گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود ادامه می دهند ؟

آیا میدانید

چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد گوش و بینی ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند ؟

آیا میدانید

شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن می کرده است ؟

آیا میدانید

عمر مفید انسانها در کف دستشان اینگونه (۸۱ – ۱۸ = ۶۳) نوشته شده است ؟

آیا میدانید

ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است ؟

آیا میدانید

هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند ؟

آیا میدانید

یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ کیلومتر در ساعت بدود ؟

آیا میدانید

کالبد شکافی انسانهای جدید بسیار بیشتر از انسانهای قدیمی طول میکشد ؟

آیا میدانید

انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد ؟

آیا میدانید

هر انسان میتواند ۱ دقیقه نفس خود را حبس کند و رکوردش در جهان ۸۵ ثانیه است ؟

آیا میدانید

وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است ؟

آیا میدانید

انسان اولیه (ناندرتال ها) و اجداد اولیه انسان هر دو در یک زمان در اروپا بودند ؟

آیا میدانید

یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است ؟

آیا میدانید

لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟

آیا میدانید

انسان ۹ هزار سال پیش از میلاد برای اولین بار به کشاورزی پرداخت ؟

آیا میدانید

دویست میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از آنها است ؟

آیا میدانید

کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود  

هشت اشتباه که آدم‌های با هوش مرتکب می شوند

هشت اشتباه که آدم‌های با هوش مرتکب می شوند

 

همه ما در طول زندگی عادت ‌های غیر مفیدی پیدا می‌کنیم که ما را از رسیدن به هدف اصلی زندگیمان دور می‌کند و معمولاً در این دنیا که با سرعت شگرفی پیش می‌رود، حتی متوجه نمی‌شویم که همان اشتباهات را دوباره و دوباره مرتکب می‌شویم. برای اینکه زندگی متوازن و مفید داشته باشید باید طولانی مدت در کاری که راضیتان می‌کند تلاش نموده و از اشتباهاتی که در زیر عنوان می‌گردد دوری کنید.

این 8 اشتباه انسان‌های باهوش است و نشانتان می‌دهیم که چطور از این اشتباهات در امان بمانید:

 

1. آنها مشغول بودن را با مفید بودن اشتباه می‌گیرند.

سرعتتان را کندتر کنید و این را به یاد بیاورید: بیشتر چیزها هیچ اهمیت خاصی ندارند. مشغول بودن معمولا یک شکل تنبلی ذهنی است. به خاطر همین است که می‌گویند عاقلانه ‌تر کار کنید نه سخت‌تر.

فقط کافی است که یک نگاه به اطرافتان بیندازید. آنها که از همه مشغول‌ ترند بازده کمتری دارند.

افراد پرمشغله همیشه وقت کم می‌آورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر کار، کنفرانس، میتینگ، جلسات کاری و از این قبیل هستند. معمولاً کم پیش می‌آید که وقت کافی برای خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند.

برنامه پرمشغله‌ شان باعث می‌شود احساس مهم بودن کنند اما این فقط یک توهم است.

راه‌حل: سرعتتان را کمتر کنید. نفس بکشید. تعهداتتان را مرور کنید. کارهای مهم را اول برنامه بیاورید. هر زمان فقط یک کار را انجام دهید. از همین حالا شروع کنید. هر دو ساعت یکبار یک وقفه کوتاه برای استراحت داشته باشید. بعد تکرار کنید.



2. وقتشان را صرف دنبال کردن یک دستاورد ساختگی می‌کنند.

رشد شخصی مسئله ‌ای درست است. رشد شخصی یک دستاورد است. اما تا زمانیکه واقعی باشد. مشکل اینجاست که فشار برای رشد کردن به همراه خود، انگیزه برای راحت تر کردن آن رشد می‌آورد. یا اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، برای ساده ‌تر به نظر رسیدن رشد.

بازی‌های رشد که دستاوردهای ساختگی دارند را در اینترنت بارها می‌بینید. خیلی از آنها حاوی محصولات و خدماتی هستند که توسط اسامی معروفی مثل Facebook و Twitter فراهم می‌شوند. هرکدام یک زیربنای روانی دارند که از یک بازی رشد پر از دستاوردهای ساختگی حمایت می‌کنند جمع ‌آوری امتیازهایی که به فایده موردنظر آن محصول یا خدمات نزدیک باشد.

در Facebook لیست دوستان و در Twitter دنبال‌کنندگان آن.

بله، هرکدام از آنها اگر به تعادل و باهدف استفاده شوند، یک هدف منطقی به دنبال دارد. اما بیشتر افراد اینقدر خود را درگیر سیستم امتیازهای آن بازی می‌کنند که آن دلیل اصلی و قانونی که بخاطر آن شروع به استفاده از آن محصول یا خدمات کردند را به کلی فراموش می‌کنند.

اگر این بازی را فقط برای سرگرمی انجام می‌دهید، و از آن آگاهید، عالی است و هیچ اشکالی ندارد. اما اگر هدفتان به دست آوردن دوستان بیشتر و بیشتر و بالا بردن تعداد دوستان و دنباله‌ روهایتان فقط برای دست یافتن به آن است، دستاوردهایتان کاملاً ساختگی است.

به همین دلیل خیلی مهم است که ذهنتان را روی کاری که می‌کنید و دلیل انجام آن تمرکز دهید.

راه‌‌حل: از خودتان بپرسید: آیا این فعالیت یک تغییر مثبت و محسوس در زندگی من یا فردی دیگر ایجاد می‌کند؟ آیا لازمه یک هدف واقعی است؟ آیا به نظرم اشکالی ندارد که اینکار را فقط به خاطر اینکه از انجام آن لذت می‌برم انجام می‌دهم، فارغ از اینکه فکر کنم برای خودم یا دیگری فایده دارد یا نه؟



3. یاد می‌گیرند یک کار را چطور انجام دهند اما هیچ وقت انجامش نمی‌دهند.

متاسفانه فقط تعداد کمی از آدم‌ها طوری زندگی می‌کنند که به آن موفقیتی که همیشه در رویاهایشان بوده دست پیدا کنند و این یک دلیل ساده دارد:

بقیه هیچ وقت وارد عمل نمی‌شوند!

علم‌آموزی به این معنا نیست که رشد می‌کنید. رشد زمانی اتفاق می‌افتد که چیزهایی که می‌دانید زندگیتان را تغییر دهند. بیشتر آدم‌ها در سردرگمی کاملند. در واقع آنها زندگی نمی‌کنند. فقط روزها را می‌گذرانند و هیچوقت کاری که لازم است را انجام نمی‌دهند (یعنی دنبال کردن آرزوهایشان).

مهم نیست که نابغه باشید یا دکترای فیزیک کوانتوم داشته باشید، اگر عمل نکنید نمی‌توانید کوچکترین تغییری در زندگیتان ایجاد کنید. بین دانستن خالی و دانستن و عمل کردن تفاوت زیادی وجود دارد. دانش و هوش بدون عمل هر دو بی‌ ارزش هستند. به همین سادگی!

راه‌حل: موفقیت در تصمیم به زندگی کردن—جذب خودتان در فرآیند دنبال کردن اهدافتان— نهفته است. پس تصمیم بگیرید و وارد عمل شوید.



4. برای بررسی پیشرفتشان معیار سنجش درستی ندارند.

نمی‌توانید چیزی که به درستی آن را نسنجیده ‌اید ، کنترل کنید و چیزی که می‌سنجید آینده شما را تعیین می‌کند. اگر چیزهای درستی را بررسی نکنید نسبت به فرصت‌هایی که برایتان پدیدار می‌شود کور می‌شوید.

تصور کنید که در کار تجاری کوچکی که انجام می‌دهید، مقرر کنید که میزان مدادها و گیره های کاغذ که مصرف کردید را حساب کنید. آیا این منطقی است؟ خیر! چون مدادها و گیره‌ های کاغذ معیار خوبی از چیزهای مهم برای یک تجارت نیستند. مدادها و گیره‌های کاغذ هیچ تاثیری در درآمد، رضایت مشتری، رشد بازار و از این قبیل ندارند.

اجازه بدهید به عنوان یک مثال عینی از فروشگاه اینترنتی اسم ببریم. بیشتر صاحبان این سایتها که از آن راه زندگی خود را می‌گذرانند، تعداد مشترکین RSS خود را اولین معیار موفقیت سایتشان قلمداد کرده و به دقت آن را بررسی می کنند اما نمی دانند که تعداد مشترکین RSS یک معیار حیاتی نیست زیرا بیشتر این مشترکین درصد فعالیت بسیار پایینی در سایت میزبان و تولید کننده درآمد آن دارند.

اینکه چه چیز را بسنجید آینده شما را پیش بینی می‌کند. باید چیزهایی را بسنجید که مستقیماً به هدف اولیه شما مرتبط باشد.

راه‌حل: رویکرد مناسب این است که بفهمید هدف اصلی تان چیست و بعد چیزهایی که مستقیماً در رسیدن به آن هدف دخیل هستند را بسنجید. در مورد مثال سایت تجاری، هدف باید اخذ درآمد از طریق سایت باشد و چیزهای کمی که ارزش بررسی را دارند تعداد کلیک‌هایی است که روی تبلیغات، نرخ‌های تبدیل مرتبط، نرخ‌های تبدیل محصولات داخل و فیدبک مشتری/خواننده و از این قبیل می‌باشد.

توصیه ما این است که برای تعیین هدف اصلی تان وقت بگذارید، بعد مهمترین موارد برای بررسی کردن را تعیین کرده و بعد بلافاصله شروع به بررسی کنید. به طور هفتگی اعداد را یادداشت کرده و از آن اطلاعات برای ایجاد یک نمودار روند رشد هفتگی یا ماهانه استفاده کنید تا پیشرفتتان را ارزیابی کنید. بعد عملکردهایتان را بنا به پیشرفت بیشتر توسعه دهید.



5. درگیر ایده آل سازی همه چیز می‌شوند.

خیلی از ما ایده آل گرا هستیم. معیارهای بالایی برای خودمان در نظر می‌گیریم و بیشترین تلاشمان را می‌کنیم. زمان و توجه زیادی را صرف کار/علاقه‌ مان می‌کنیم تا استانداردهای شخصیمان را بالا نگه داریم. عشق ما به بهترین‌ها باعث می‌شود دست به تلاش‌های بیشتر بزنیم، هیچ ‌وقت دست از کار نکشیم و هیچ وقت از پا ننشینیم. و این اختصاص دادن کامل خود به ایده آل ها به ما کمک می‌کند به نتیجه دلخواه مان برسیم. البته تازمانی که این روش ما را اسیر خود نکند.

اما وقتی اسیر ایده آل گرایی شدیم چه اتفاقی می‌افتد؟

وقتی نتوانیم به استانداردهایی که برای خودمان تعیین کرده‌ایم برسیم، ناامید و دلسرد می‌شویم و نمی‌توانیم با چالش های جدید روبه‌رو شویم و یا حتی کاری که شروع‌ کرده‌ایم را تمام کنیم. اصرار ما برای رساندن همه چیز به منتهای درجه عالی بودن باعث تاخیرهای زیاد در کارها، استرس شدید و نتیجه نامطلوب می‌شود.

ایده آل گراهای واقعی کارها را سخت شروع می‌کنند و برای اتمام آنها هم بسیار سختی می‌کشند.

راه‌حل: دنیای واقعی هیچ پاداشی به ایده آل گراها نمی‌دهد، دنیا به کسانی پاداش می دهد که کارها را انجام می دهند. تنها راه برای انجام کارها این است که 99% مواقع ایده آل انجام ندهیم. فقط با سالها تمرین و غیرایده آل انجام دادن کارهاست که می‌توانیم به بارقه‌هایی از ایده آل دست پیدا کنیم. پس تصمیم بگیرید، وارد عمل شوید. از نتیجه کار درس بگیرید و این روش را بارها و بارها انجام دهید. این بهترین راه برای دست یافتن به ایده آل هاست.



6. قبل از اینکه برای یک فرصت وارد عمل شوند صبر می کنند تا 100% برای آن آماده گردند.

این مورد تا حدودی به مورد بالا مرتبط است اما نکاتی دارد که باید جداگانه درمورد آن بحث شود.

یکی از مهمترین چیزهایی که می‌بینیم افراد باهوش را عقب می‌اندازد بی‌میلی خودشان برای قبول کردن فرصت‌ها فقط به این دلیل است که تصور می‌کنند برای آن آمادگی ندارند. به عبارت دیگر، تصور می‌کنند که به دانش، مهارت و تجربه بیشتری نیاز دارند تا بتوانند برای آن فرصت اقدام کنند. متاسفانه، این طرز فکر جلوی پیشرفت را می‌گیرد.

واقعیت این است که وقتی موقعیت و فرصتی پیش می‌آید هیچ کس هیچ وقت آماده نیست. چون بیشتر فرصت‌های زندگی ما را مجبور می‌کند از نظر احساسی و عقلی رشد کنیم. این فرصت‌ها باعث می‌شود از منطقه امن مان پا را فراتر بگذاریم و این یعنی اول کار احساس راحتی چندانی نخواهیم داشت. و وقتی احساس راحتی نکنیم، احساس آمادگی هم نمی‌کنیم.

راه‌ حل: یادتان باشد که فرصت‌های استثنایی برای رشد و پیشرفت فردی بارها و بارها در طول زندگی اتفاق می‌افتد. اگر می‌خواهید در زندگیتان تغییر مثبت ایجاد کنید، باید از این موقعیت‌ها استفاده کنید، حتی اگر صد در صد احساس آمادگی برای آن ندارید.



7. خود را با انتخاب‌های زیاد اشباع می‌کنند.

در قرن 21 که اطلاعات با سرعت نور حرکت می‌کند و فرصت‌های تغییر و پبشرفت به‌نظر بی‌ انتها می‌رسد، برای انتخاب روند زندگی و کار با موقعیت های مختلفی روبه‌رو هستیم. اما متاسفانه، زیاد بودن گزینه‌های انتخاب معمولاً موجب بی‌تصمیمی، سردرگمی و بی‌حرکتی می‌شود.

تحقیقات مختلف درمورد کار و بازاریابی نشان داده است که وقتی مشتری با انتخاب ‌های مختلفی از محصولات روبه‌رو باشد، خرید کمتری می‌کند. مطمئناً انتخاب از بین سه گزینه بسیار راحت‌تر از بین سیصد گزینه است. اگر تصمیم برای خرید کردن سخت باشد، بیشتر افراد خسته شده و دست از خرید می‌‌کشند. همانطوریکه در کلاسهای ریزپردازنده گفته ام رشد علم کامپیوتر مدیون یک نگرش بود! نگرش ساده انگارانه از عملیات سی پی یو و حذف یک مرحله از سه مرحله کار آن.

به همین ترتیب اگر شما هم خودتان را در معرض تعداد گزینه‌ های انتخاب زیادی قرار دهید، ذهن ناخودآگاه تان خسته می‌شود.

راه‌حل: اگر سعی دارید درمورد چیزی در زندگی تان تصمیم بگیرید، وقتتان را صرف ارزیابی آخرین جزئیات هر انتخاب نکنید. چیزی را انتخاب کنید که فکر می‌کنید برایتان مناسب است و آن را امتحان کنید. اگر موثر نبود، چیز دیگری را انتخاب کنید و پیش بروید.



8. در زندگی خود تعادل ندارند.

اگر از آدم‌ها بخواهید آنچه که از زندگی می‌خواهند را برایتان خلاصه کنند، آن را در کلماتی مثل عشق ، موفقیت ، خانواده ، شناخت ، آرامش ، خوشبختی و امثال آن خلاصه می‌کنند. اما همه اینها چیزهایی کاملاً متفاوت هستند و بیشتر آدم‌ها همه آن را در زندگیشان می‌خواهند. متاسفانه، تعداد زیادی از آدم‌ها برای رسیدن به این اهداف، زندگیشان را درست متعادل نمی‌کنند.

کسی را می‌شناسم که سال گذشته با یک سرمایه ناچیز، یکصد میلیون تومان از تجارت خود درآمد کسب کرد اما وقتی با من درد و دل می‌کرد می‌گفت که افسرده است. وقتی از او دلیلش را پرسیدم گفت چون تنها و خسته است و وقت کافی برای خودش اختصاص نداده است.

یک نفر دیگر را هم می‌شناسم که همیشه و تقریباً همه روز را در ساحل مشغول موج ‌سواری است. او از آن دسته آدم‌های مثبت اندیش بسیار شاد است که همیشه نیشش تا بناگوشش باز است. اما در یک وَن می‌خوابد و واقعاً محتاج نان شبش است. نمی‌توانم با اینکه این مرد همیشه شاد به نظر می‌رسد داستان زندگیش را یک زندگی موفق بدانم.

اینها دو سبک ‌زندگی تقریباً نامتعادل هستند. میلیون‌ها زندگی دیگر هم مثل اینها وجود دارد.

راه‌حل: وقتی زندگی کاریتان (یا زندگی اجتماعی تان، خانوادگی تان و از این قبیل) پرمشغله باشد و همه انرژی تان در آن نقطه متمرکز شده باشد، خیلی راحت تعادل زندگیتان برهم می‌خورد. با اینکه انگیزه اهمیت زیادی دارد اما اگر می‌خواهید کارها درست انجام شود، باید ابعاد مختلف زندگی تان را متعادل کنید. اینکه یک بُعد زندگی را فراموش کرده و بیشتر وقتتان را صرف یک بُعد زندگی کنید، فقط برایتان خستگی و استرس به همراه خواهد داشت.

 

 

 

 

 

جملات زیبا

اگر روزی دشمن پیدا کردی, بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!

 

اگر روزی تهدیدت کردند, بدان در برابرت ناتوانند!
 

اگر روزی خیانت دیدی, بدان قیمتت بالاست!
 

اگر روزی ترکت کردند , بدان با تو بودن لیاقت می خواهد
 

پیش از سحر تاریک است اما تاکنون نشده که افتاب طلوع نکند. به سحر اعتماد کنید!
 

اگر آفتاب را به نظاره بنشيني، سايه را نتواني ديد.
 

امروز نخستين روز آينده ي توست.
 

وقتی یکی از درهای شادی بسته می شود،در دیگری باز می شود،ولی اغلب،ما آن قدر به در بسته نگاه می کنیم،که در باز شده را نمی بینیم.
 

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد

     

بادكنك ها هميشه با باد مخالف اوج ميگيرند.
 

براي خود زندگي كنيم نه براي نمايش دادن آن به ديگران.
 

سفري به طول هزار فرسنگ با يك گام آغاز مي شود.
 

بازنده ها در هر جواب مشكلي را مي بينند، ولي برنده در هر مشكلي جوابي را مي بيند.
 

به جاي موفقيت در چيزي كه از آن نفرت دارم، ترجيح مي دهم در چيزي شكست بخورم كه از آن لذت مي برم .

بادبادك تا با باد مخالف روبه رو نگردد ، اوج نخواهد گرفت.
 

آن‌چه را که در مزرعه ذهن خود کاشته‌اید درو خواهید کرد.
 

اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد.
 

آن كه امروز را از دست مي دهد ! فردا را نخواهد يافت.
 

هيچ روزي از امروز با ارزش تر نيست

 

چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی مثل من رفتار كن

 

 

انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ی شلوارش بيشتر می شود . 

 

هنگامی که درگیر یک رسوایی می شوی ، در می یابی دوستان واقعی ات چه کسانی هستند .
 

عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه می‌بیند .

من نميگويم هرگز نبايد در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم بايد برای بار دوم هم نگاه کرد .
 

هرگز به احساساتی که در اولین بر خورد از کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید .
 

تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .
 

مهم نیست چه پیش آمده ، تحمل کن و اندوه خود را زیر لبخندی بپوشان .
 

علف هرزه چیست ؟گیاهی است که هنوز فوایدش کشف نشده است .
 

بردن همه چيز نيست ؛ امّا تلاش برای بردن چرا .

 

 

 

تصاویری زیبا از پیدایش  یک جوجه در 20 روز !

تصاویری زیبا از پیدایش  یک جوجه در 20 روز !
قدرت خدا رو تماشا کنید که از یک زرده تخم مرغ چه طوری یک موجود زیبا پدید می آید
 .

 





































ترس برای این مرد بی معنی است

This Ranger is assigned to prevent poaching around the wildlife refuge area of Lanseria , South Africa . The way these animals interact with him is absolutely stunning! The lions seem to know he’s there to protect them. His charm works with hyenas and lions too. Hyenas are usually vicious. Check out the pics taken in the river – amazing because lions hate water



 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 


 

 


 

.

 

 

خانه اینجاست

خيام اگر ز باده مستي خوش باش                    با ماهرخي اگر نشستي خوش باش

چون عاقبت كار جهان نيستي است                  انگار كه نيستي چو هستي خوش باش

 

 

این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. كارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

/WorldClient.dll?Session=CSCHAII&View=Attachment&CID=image001.jpg@01C86000.9316A360



دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است.

زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه برخی را در دنیای کوچکشان به نمایش نگذارد. تعبيري ديگر از این تصویر، كوچكي آن چيزي است كه بزرگ مي پنداريم و تاکیدی است كه شايد بزرگي در مسئولیت ما در قبال یکدیگر است و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

عشق حقیقی

لحظه اي كه در يكي از اتاق هاي بيمارستان بستري شده بودم، زن و شوهري در تخت روبروي من مناقشه ي بي پاياني را ادامه مي دادند. زن مي خواست از بيمارستان مرخص شود و شوهرش مي خواست او همان جا بماند.

 از حرف هاي پرستارها متوجه شدم كه زن يك تومور دارد و حالش بسيار وخيم است.در بين مناقشه اين دو نفر كم كم با وضيعت زندگي آنها آشنا شدم. يك خانواده روستايي ساده بودند با دو بچه. دختري كه سال گذشته وارد دانشگاه شده و يك پسر كه در دبيرستان درس مي خواند و تمام ثروتشان يك مزرعه كوچك، شش گوسفند و يك گاو است. در راهروي بيمارستان يك تلفن همگاني بود و هر شب مرد از اين تلفن به خانه شان زنگ مي زد. صداي مرد خيلي بلند بود و با آن كه در اتاق بيماران بسته بود، اما صدايش به وضوح شنيده مي شد. موضوع هميشگي مكالمه تلفني مرد با پسرش هيچ فرقي نمي كرد :گاو و گوسفند ها را براي چرا برديد؟ وقتي بيرون مي رويد، يادتان نرود در خانه را ببنديد. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشيد. حال مادر دارد بهتر مي شود. به زودي برمي گرديم ....

   چند روز بعد پزشك ها اتاق عمل را براي انجام عمل جراحي زن آماده كردند. زن پيش از آنكه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالي كه گريه مي كرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحني مطمئن و دلداري دهنده حرفش را قطع كرد و گفت: «اين قدر پرچانگي نكن.» اما من احساس كردم كه چهره اش كمي درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت كه زيرسيگاري جلوي مرد پر از ته سيگار شده بود، پرستاران، زن بي حس و حركت را به اتاق رساندند. عمل جراحي با موفقيت انجام شده بود. مرد از خوشحالي سر از پا نمي شناخت و وقتي همه چيز روبراه شد، بيرون رفت و شب دير وقت به بيمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب هاي گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در كنار تخت همسرش نشست و غرق تماشاي او شد كه هنوز بي هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن كه هنوز نمي توانست حرف بزند، اما وضعيتش خوب بود.
 از اولين روزي كه ماسك اكسيژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن مي خواست از بيمارستان مرخص بشود و مرد مي خواست او همان جا بماند. همه چيز مثل گذشته ادامه پيدا كرد. هر شب، مرد به خانه زنگ مي زد. همان صداي بلند و همان حرف هايي كه تكرار مي شد. روزي در راهرو قدم مي زدم. وقتي از كنار مرد مي گذشتم داشت مي گفت: گاو و گوسفندها چطورند؟ يادتان نرود به آنها برسيد. حال مادر به زودي خوب مي شود و ما برمي گرديم.
 
يك بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب ديدم كه اصلا كارتي در داخل تلفن همگاني نيست. مرد درحالي كه اشاره مي كرد ساكت بمانم، حرفش را ادامه داد تا اين كه مكالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش مي كنم به همسرم چيزي نگو. گاو و گوسفندها را قبلا براي هزينه عمل جراحيش فروخته ام. براي اين كه نگران آينده مان نشود، وانمود مي كنم كه دارم با تلفن حرف مي زنم.

  در آن لحظه متوجه شدم كه اين تلفن براي خانه نبود، بلكه براي همسرش بود كه بيمار روي تخت خوابيده بود. از رفتار اين زن و شوهر و عشق مخصوصي كه بين شان بود، تكان خوردم. عشقي حقيقي كه نيازي به بازي هاي رمانتيك و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن كردن و كادو پيچی و از اين جور جفنگ بازيها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم مي كرد.

 

خاطره

چندی پیش در یکی از جلسات یکی از اعضا خاطره جالبی از سفرش به ژاپن نقل کرد. این خاطره جالب شاید یکی از دلایلی باشد که نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت‌های صنعتی در دنیا است.
وی گفت:
ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.

البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحبش بده.
روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.
تو این
۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می‌کنند نمی‌توانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می‌شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟

این ساختمان فقط نصب پریز برق و نظافتش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می‌گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.
آنها با دهان باز نگاه می‌کردند می‌گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی‌اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد

 

چقدر شبیه ایرانیان هستند!!!!؟

خواص عسل

عسل بخورید...

 


 

عسل چربی های اطراف قلب را آب می کند

عسل يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي‌گويند و عبارت است از شهد گل‌ها كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي‌كند. وقتي ميزان شهد جمع‌آوري شده به حدود "40" ميلي‌گرم رسيد، گل‌ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي‌كند. جالب اينكه براي تهيه يك كيلو عسل، زنبور بايد شهد "20" ميليون گل را جمع و به كندو حمل كند. جالب‌تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند.

 

خواص و مواد موجود در عسل:

  عسل از قديمي ترين و نخستين شيرين كننده هايي است كه انسان استفاده كرده است و شامل قندهايي چون گلوكز، فروكتوز، مواد معدني همچون منيزيم، پتاسيم، كلسيم، كلريدسديم، گوگرد، آهن و فسفات است. در ضمن اينكه ويتامين هايي همچون B1 ، B2 ، B6 ، B3 ، B5 و C نيز براساس كيفيت و نوع عسل به نسبت هاي متفاوت در آن ديده مي شود.

علاوه بر موارد ذكر شده در حد كمي مس،  يد  و  روي  نيز در عسل وجود دارد. به همين جهت در حال حاضر زنبورهاي عسل يكي از بخش هاي اساسي و اصلي اقتصاد كشاورزي سالم به حساب مي آيند. از ويژگي هاي مهم عسل خاصيت ميكروب كشي آن است. عسل يك ضدعفوني كننده طبيعي است. تحقيقات انجام شده در سال هاي اخير نشان مي دهد كه گذاشتن آن بر روي زخم ها مانع عفونت مي شود. از آنجايي كه عسل حاوي مواد آنتي باكتريايي است مي تواند بخوبي باعث بهبود زخم ها شود.

زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي "50" تا "80" درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي‌رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشد.

زنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي‌كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند. لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي‌زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و  همچنين كربوهيدرات ها مي‌باشد. دياستاز، ‌ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته‌نشين شدن آن مي‌شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشين مي‌شود. اين خاصيت فقط در عسل‌هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي‌شود، زيرا تنها عسل‌هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي‌رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي‌پسندند.

تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك راه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي‌كند، با بيني‌اش آن را بو مي‌كند و با زبانش آن را مزه مي‌كند.

اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل‌ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي‌باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم‌كاري تاثير دارد.»

همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم‌ها، ويتامين‌ها، گرده گل و آب.

هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود.

 

چگونه عسل در درمان زخم ها مؤثر است؟

زماني كه عسل با رطوبت بدن تماس پيدا مي كند. آنزيم گلوكز اكسيداز كه توسط زنبورها در عسل ايجاد شده است به آرامي آزاد مي شود و پراكسيد ئيدروژن ضد عفوني كننده به ميزان زيادي آزاد مي شود و مي تواند در حدي كه به خود بافت آسيب نرساند، باكتريها را نابود كند. در ادامه با جذب مايعات و مواد مقوي به منطقه آسيب ديده باعث رشد سلولي و جلوگيري از خشك شدن زخم مي شود.

فعاليت استميك عسل باعث حضور يك لايه از مايع بين بافتها و بانداژ مي شود و باعث مي شود در هنگام نياز بدون درد جابه جا  شود و سلولهاي جديد پاره نشود. به همين جهت در برخي بيمارستانهاي دنيا براي درمان زخم بستراز تركيبات آن استفاده مي شود.

 

ويژگي های منحصر به فرد:

1_ به راحتي هضم مي شود: مولكول هاي قند موجود در آن مي توانند به راحتي به ساير قندها تبديل شوند، به همين جهت حتي حساس ترين معده ها نيز مي تواند آن را به سادگي هضم كند.

2_ منبع بسيار خوبي از آنتي اكسيدان است: نقش بزرگي در جلوگيري از سرطان و همچنين بيماريهاي قلبي دارد.

3_ سطح كالري آن پايين است: در مقايسه با ساير مواد قندي ۴۰% كمتر كالري دارد، هرچند انرژي آن بسيار بالاست، اما به وزن بدن شخص اضافه نمي كند.

4_ به سرعت در خون پخش مي شود: وقتي با ميزان مناسبي آب مخلوط شود. پس از ۷ دقيقه در جريان خون پخش مي شود و با آزادسازي ملكول قند به عملكرد بهتر مغزكه اصلي ترين مصرف كننده قند در بدن است، كمك مي كند و مانع بروز خستگي مي شود.

5_ در سلامت و ساخت عوامل خوني مؤثر است: بخش مهمي از انرژي مورد نياز براي اين مورد تأمين مي كند، به علاوه باعث تميز شدن خون مي شود.

 

دارچين و عسل را با هم بخوريد :

مخلوط عسل و دارچين درمان كننده بسياري از بيماري ها در زمان قديم و حال مي باشد.

امروزه دانشمندان بر اين عقيده هستند كه عسل با وجودي كه شيرين است، اما اگر در مقدار معين مصرف شود حتي براي بيماران ديابتي هم مضر نمي باشد.

مجله معروفي در كانادا به نام Weekly World تعداد 95 نوع بيماري كه توسط عسل و دارچين درمان شده اند را نام برده است.

در اين مقاله با عسل و دارچين، درمان كننده بسياري از بيماري ها آشنا مي شويم.

 

ورم مفاصل

- يك قسمت عسل را در 2 قسمت آب گرم حل كرده و به آن 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين بيافزاييد. خمير حاصله را روي محل درد به آرامي بماليد. درد بعد از 15 دقيقه از بين خواهد رفت.

- همچنين بيماران دچار ورم مفاصل مي توانند، 1 فنجان آب داغ را با 2 قاشق عسل و 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و بنوشند. اين عمل را هر روز بايد انجام دهند تا بيماري شان معالجه شود.

- مطالعات انجام شده روي اين بيماران نشان داده است كه، اگر اين بيماران قبل از صبحانه مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل با 4/1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را ميل كنند، درد آنها بعد از 1 ماه از بين خواهد رفت. بيماران مورد مطالعه نمي توانستد راه بروند اما بعد از استفاده از اين روش، توانستند به راحتي شروع به راه رفتن بدون درد كنند.

جلوگيري از ريزش مو

- قبل از حمام كردن، 1 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و روي سر خود بماليد و 5-15 دقيقه صبر كنيد و سپس موهاي خود را بشوئيد.

عفونت مثانه

- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در 1 ليوان آب گرم حل كرده و آن را بنوشيد. اين روش باعث مي شود كه ميكروب هاي مثانه را از بين برود. 

درد دندان 

- 5 قاشق چايخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و خمير حاصله را روي دندان خراب بماليد. اين عمل را 3 بار در روز انجام دهيد تا دندان خراب و دردناك درمان شود.

كلسترول 

- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 3 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در مقداري برابر 2 ليوان چاي حل كرده و آن را بنوشيد. بدين وسيله بعد از 2 ساعت كلسترول خون به اندازه 10درصد پايين مي آيد.

- تحقيقات اخير نشان داده است كه مصرف عسل خالص در درمان بيماران مبتلا به كلسترول بسيار مفيد است.  

سرماخوردگي  

- به مدت 3 روز از مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل گرم با 4/1 قاشق چايخوري پودر دارچين استفاده كنيد. اين روش براي درمان سرفه مزمن، سرماخوردگي و سينوزيت به كار مي رود.

- عسل محتوي مواد مفيد طبيعي است و به اين ترتيب از آنفلوآنزا و سرماخوردگي جلوگيري مي كند.

ناباروري , باردار شدن  

- زنان مي توانند از پودر دارچين براي باردار شدن استفاده كنند.

- زنان نابارور مقداري پودر دارچين را با 2/1قاشق چاي خوري عسل مخلوط كرده و آن را به طور مرتب در روز روي لثه يا دهان خود قرار دهند. اين كار باعث مي شود كه مخلوط حاصل از طريق بزاق وارد بدن شود.

- در مريلند (شهري در آمريكا) براي مدت 14 سال هيچ نوزادي متولد نمي شد. تا اينكه زنان و مردان شروع به خوردن عسل و دارچين كردند و بعد از مدت كوتاهي زنان باردار شدند.

- مردان 2 قاشق غذاخوري عسل را قبل از خواب ميل كنند تا اين مشكل برطرف شود.

معده درد

- مخلوط عسل و پودر دارچين ، درمان كننده درد معده، زخم معده و نفخ مي باشد. 

بيماري قلبي  

- خمير عسل و پودر دارچين را تهيه كنيد و آن را بر روي نان به جاي مربا قرار دهيد. اين روش را به طور مرتب به عنوان صبحانه ميل كنيد.

- اين روش باعث پايين آوردن كلسترول، كاهش ضربان قلب، به راحتي نفس كشيدن، بهتر شدن جريان خون و جلوگيري از بيماري قلبي مي شود. 

بهبود سيستم ايمني  

- استفاده روزانه از عسل و دارچين باعث حفاظت بدن از باكتري و ويروس مي شود.

- عسل، محتوي مقدار زيادي ويتامين و آهن مي باشد و بدن را مقاوم مي كند.

- استفاده روزانه از عسل، باعث عملكرد بهتر گلبول هاي سفيد خون مي شود و درنتيجه بهتر با ويروس ها و باكتري هاي وارد شده به بدن مي جنگد.

سوء هاضمه

- قبل از هر وعده غذا، پودر دارچين را روي 2 قاشق غذاخوري عسل بريزيد. اين كار باعث مي شود كه اسيد معده ترشح شود و غذاي وارده به معده را هضم كند و از سوء هاضمه جلوگيري كند.

آنفلوآنزا

افزايش طول عمر

- نوشيدن چاي با عسل و پودر دارچين از بين برنده پيري زودرس مي شود.

- 4 قاشق غذاخوري عسل و 1 قاشق پودر دارچين را در 3 فنجان آب حل كرده و بجوشانيد و مانند چاي ميل كنيد. 4-3 بار در روز به مقدار 4/1 فنجان بنوشيد تا پوستي لطيف و نرم داشته باشيد.

تاول

- 3 قاشق غذاخوري عسل با 1 قاشق غذاخوري پودر دارچين مخلوط كرده و قبل از خواب، روي تاول بگذاريد و صبح مخلوط ماليده شده بر روي تاول را با آب گرم بشوييد. اگر اين كار را به مدت 2 هفته هر روز انجام دهيد، تاول را از ريشه از بين خواهيد برد.

عفونت پوستي

- تمام عفونت هاي پوستي و اگزما با استفاده از عسل و پودر دارچين درمان مي شوند.

كاهش وزن

- 1 فنجان آب،عسل و پودر دارچين را هر روز و قبل از صبحانه با معده خالي بنوشيد.

- اگر مخلوط گفته شده را هر روز بنوشيد، از تجمع چربي در بدن جلوگيري كرده و باعث كاهش وزن مي گردد.

سرطان

- عسل و دارچين، درمان كننده سرطان هاي معده و استخوان شناخته شده است.

- براي 1 ماه و 3 بار در روز، 1 قاشق غذاخوري عسل با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را براي جلوگيري از سرطان مصرف كنيد.

گرسنگي

- مطالعات اخير نشان دهنده اين است كه شكر عسل نه تنها مضر نيست، بلكه بسيار مفيد مي باشد.

- مقدار مساوي از عسل و دارچين جلوي گرسنگي را مي گيرد.

- 2/1 قاشق غذاخوري عسل در 1 ليوان آب و مقدار كمي پودر دارچين، باعث مي شود كه سرزنده تر و داراي انرژي بيشتر باشيد.

تنفس بد

- صبح ها 1 قاشق چاي خوري عسل و دارچين را با آب گرم مخلوط كرده و بنوشيد.

خدا رو شکر میکنم

 

I AM THANKFUL
خدا رو شکر میکنم


FOR THE WIFE
WHO SAYS IT'S HOT DOGS TONIGHT,
BECAUSE SHE IS HOME WITH ME,
AND NOT OUT WITH SOMEONE ELSE.

برای همسرم

که میگه امشب شام سوسیس داریم, چون امشب خونه پیش منه و نه بیرون با کس دیگری.

 

FOR THE HUSBAND

WHO IS ON THE SOFA
BEING  A COUCH POTATO,
BECAUSE  HE IS HOME WITH ME
AND  NOT OUT AT THE BARS..

برای شوهرم

که مثل یه گونی سیب زمینی افتاده روی مبل، چون خونه پیش منه و نه بیرون توی بارها.

 

FOR THE TEENAGER
WHO IS COMPLAINING ABOUT DOING DISHES
BECAUSE IT MEANS SHE IS AT HOME,
NOT ON THE STREETS.

برای نوجوانی

که از شستن ظرفها شکایت دارد و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ولی نیست.

 

FOR THE TAXES I PAY
BECAUSE IT MEANS I AM EMPLOYED.

برای مالیاتی که پرداخت میکنم

چون بیه این معناست که شغلی دارم.

 

FOR  THE MESS TO CLEAN AFTER A PARTY
BECAUSE IT MEANS I HAVE BEEN SURROUNDED BY  FRIENDS.

برای شلوغی و کثیفی خانه بعد ار مهمانی

چون یعنی دوستانی دارم که پیشم میان.


FOR THE CLOTHES THAT FIT A LITTLE TOO SNUG
BECAUSE IT MEANS I HAVE ENOUGH TO  EAT.

برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن

چون یعنی غذا برای خوردن دارم.


FOR MY SHADOW THAT WATCHES ME WORK
BECAUSE IT MEANS I AM OUT IN THE SUNSHINE

برای سایه ای که شاهد کار منه

چون یعنی خورشید تو زندگیم میتابه.

 

FOR A LAWN THAT NEEDS MOWING,
WINDOWS THAT NEED CLEANING,
AND GUTTERS THAT NEED FIXING
BECAUSE IT MEANS I HAVE A HOME

برای چمنی که باید زده بشه، برای پنجره هایی که باید تمیز بشه و ناودانهایی که باید تعمیر بشه

چون یعنی خانه ای برای زنگی کردن دارم.


FOR ALL THE COMPLAINING
I HEAR ABOUT THE GOVERNMENT
BECAUSE IT MEANS WE HAVE FREEDOM OF SPEECH..

برای تمام شکایاتی که در باره حکومت میشنوم

چون یعنی ازادی بیان وجود دارد.


FOR THE PARKING SPOT
I FIND AT THE FAR END OF THE PARKING LOT
BECAUSE IT MEANS I AM CAPABLE OF WALKING
AND I HAVE BEEN BLESSED WITH TRANSPORTATION.

برای جای پارکی که در انتهای پارکینگ پیدا میکنم

چون یعنی قادر به راه رفتن هستم و وسیله نقلیه دارم.


FOR MY HUGE HEATING BILL
BECAUSE IT MEANS I AM WARM.

برای هزینه بالا برای گرمایش

چون یعنی خانه گرمی دارم.


FOR THE LADY BEHIND ME IN CHURCH
WHO SINGS OFF KEY
BECAUSE IT MEANS I CAN HEAR.

برای خانمی که در کلیسا پشت سرم با صدای بدی میخواند

چون یعنی گوشم میشنود.


FOR THE PILE OF LAUNDRY AND IRONING
BECAUSE IT MEANS I HAVE CLOTHES TO WEAR.

برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند

چون یعنی رختی برای پوشیدن دارم.

 

FOR WEARINESS AND ACHING MUSCLES
AT THE END OF THE DAY
BECAUSE IT MEANS I HAVE BEEN CAPABLE OF WORKING HARD.

برای کوفتگی و خستگی عضلاتم آخر روز

چون یعنی قادر بودم که سخت کار کنم.

 

FOR THE ALARM THAT GOES OFF
IN THE EARLY MORNING HOURS
BECAUSE IT MEANS I AM ALIVE.

برای زنگ ساعتی که صبح مرا از خواب بیدار میکند

چون یعنی هنوز زنده هستم.

 

AND I AM THANKFUL:
FOR THE crazy people I work with
BECAUSE they make work interesting and fun!

و خدا را شکر میکنم برای همکاران دیوانه ای که دارم

چون باعث میشوند کار برایم جالب و خوب باشد
    
AND FINALLY, FOR TOO MUCH E-MAILS
و در آخر برای این همه ایمیل

 

BECAUSE IT MEANS I HAVE FRIENDS WHO ARE THINKING OF ME..
چون یعنی دوستان زیادی دارم که به فکر من هستند..

 

SEND THIS TO SOMEONE YOU CARE ABOUT.
I JUST DID.

این متن را برای کسی بفرستید که برای شما ارزش دارد.

من اینچنین کردم.

 

Live well, Laugh often, & Love with all of your heart!

خوب زندگی کنید! زیاد بخندید! با تمام قلبتان دوست بدارید!

 

CPR  چيست؟

خانم جوان 25 ساله اي در اثر ایست قلبی فوت کرد... مرگش خیلی زیاد خانواده اش رو متاثر کرد. او وقتی دچار حمله قلبی شد درخانه تنها بود و کسی نبود که با یه CPR ساده جانش را نجات بده. افسوس.

CPR  چيست؟

!!!!!!  آنچه همه باید بدانند  !!!!!!

فرض کنید ساعت 6:15 بعد از ظهر است و شما بعد از یک روز کاری سخت غیر معمول به خانه تان بر می گردید (البته به تنهایی). شما به شدت خسته و غمگین هستید. ناگهان یک درد شدید در ناحیه سینه خود احساس می کنید که به طرف بازو و نیز به آرواره  شما زبانه می کشد. فاصله خانه شما تا نزدیک ترین بیمارستان فقط 5 مایل (حدود 8 کیلومتر) است. متاسفانه، نمیدانید که آیا می توانید تا رسیدن به بیمارستان تحمل کنید یا نه.. شما آموزش کمک های اولیه ( CPR ) را بلدید، اما نمی دانید چگونه این کمک ها را روی خودتان انجام دهید.

 

چگونه وقتی تنها هستیم از یک حمله قلبی جان سالم به در ببریم

بسیاری از مردم، زمانی که با حمله قلبی مواجه می شوند، تنها و بدون کمک هستند. شخصی که ضربان قلب او نا منظم است و کسی که شروع به احساس ضعف می کند، تنها حدود 10 ثانیه پیش از از دست دادن هوشیاریش وقت دارد. به هر حال، این قربانیان می توانند با سرفه های مکرر و شدید به خود کمک کنند. پیش از هر سرفه باید نفس عمیق بکشید، و سرفه باید عمیق و کش دار باشد و خلط سینه را از عمق سینه ایجاد کنید. توالی یک نفس و یک سرفه  باید حدودا هر 2 ثانیه یکبار بدون توقف تکرار شود تا کمک برسد و یا ضربان قلب دوباره به حالت عادی باز گردد. نفس های عمیق اکسیژن را به داخل شش ها می کشد و حرکت های سرفه موجب فشار به قلب و تداوم جریان گردش خون توسط آن می شود. همچنین این فشار فشرده کننده روی قلب موجب بازیابی ریتم نرمال ضربان آن می شود.  بدین طریق، قربانیان حملات قلبی می توانند تا رسیدن به بیمارستان حیات خود را حفظ کنند.

اينم گفته های يه مادر دانا به دخترش



من مرد ها رو دوست دارم. برای اين که در کل ساختار های فکری ساده تری از ما دارند. درکشون به مراتب از درک زن ها ساده تره... هر چی که ما پيچيده ايم مرد ها ساده اند. اونا موجودات قوی ای هستند که ما رو حمايت می کنند.

وقتی با يه مرد به يه کافه ميری هيچ لذتی بالا تر از اين نيست که درو برات باز می کنه و مثل يک جنتلمن  صندلی رو برات می کشه و تو می شينی.

خيلی با ادب تو رو مهمون می کنه.

وقتی  چيز سنگينی داری برات اونو حمل می کنه.

وقتی توی خونه کمد و يخچالو هر چيز سنگين ديگه ای داری برات جا به جا می کنه بدون هيچ منتی!

مرد اين موجود دوست داشتنی ساده که ما کمتر تونستيم درکش کنيم و عمرمونو خيلی احمقانه به مبارزه با اون پرداختيم، هميشه مسئول کار های سنگين و سخته.

خدا می دونه اگه مرد نبود، ما از کدوم کيسه ای اين همه خرج می کرديم؟

و بعد اين که مرد با همه کار کردن سختش، چقدر سخاوتمندانه برای ما چيزای خوب می خره

اگه مرد نبود چه کسی برای ما اين همه لباسا و جواهرات خوشگل می خريد؟ اصلن اگه مردا نبودن ما به چه بهانه ای  اين همه لباسای خوشگل طراحی می کرديم و می پوشيديم؟

و اين همه جينگول پينگول به خودمون آويزون می کرديم؟

ما خيلی وقتا فقط برای مردا آرايش می کنيم؟

مردا باعث شدن که ما خوشگل تر به نظر برسيم.

اگه تمام دوستای تو که دخترند ازت تعريف کنند که چقدر اين دفه ابروهاتو قشنگ برداشتی، خداييش با يه بار گفتن  يه مرد می تونی عوضش کنی؟

آخه ما چرا انقدر ناجوانمردانه با مردا رفتار می کنيم؟

ما به جای دشمنی و جنگ و انتقام، حقيقتن می تونستيم خودمونو به محبت مردونه بسپاريم؟

چرا به خودمون دروغ می گيم؟

اگه مردا نبودن ما زنده بوديم، زندگی می کرديم، برای خودمون خريد می رفتيم و برای خودمون چيز می خريديم، اما اون حمايت عاطفی عميقی که يه مرد به زن می ده چه کسی به ما می داد؟

همه ما يادمونه که وقتی بچه بوديم و سفر می رفتيم عاشق اين بوديم که بابامون دستمونو تو خيابون تو دستش بگيره و حمايتمون کنه.

جلوی در مغازه ها نق می زديم و عروسک می خواستيم و هيچ وقت پدرمون نمی تونست مقاومت کنه و اونو برای ما می خريد.

چرا ما به جای  انتقامو بد جنسی خودمونو نمی سپريم به حمايت و محبت مردانه؟

چرا ما با نق زدن مردامونو داغون می کنيم؟

به نظرم

هيچی برای يه مرد از اين  جذاب تر نيست که بهش ياداوری کنيم که چقدر بهش احتياج داريم. چقدر روح مردانه اش به ما آرامش می ده. چقدر اين که در مورد ما در مورد لباسمون و رنگ و مدل موهامون و  مدل اين دفه ابرو ها مون نظر می ده، ما رو خوشحال می کنه.

چقدر وقتی که در کنارشيم و اون دست تو جيبش می کنه، برای ما خريد می کنه، و آژانس می گيره تا مثل يه ليدی برمون گردونه خونه ،  به ما اطمينان  و آرامش می ده.

به نظرم

به عنوان کسی که  همه نظريات فمينيستيو خونده  و خيلی هم مدافع حقوق زنان هست ،  ما با نديده گرفتن مرد ها به خودمون و به اونا ظلم کرديم. اگر مردانه گی يه مردو در نقش يه حامی قوی نديده بگيريم، اونو نابود کرديم و خومونو بيشتر.

ما با حضور مرد هاست که هويت زنانه پيدا می کنيم.

حقيقتن توی دنيا چيزی قشنگ تر از تصوير مردی که جفتشو توی بغل حمايت گرش گرفته هست؟

مردی که کتشو وقت سرما روی شونه های عشقش می اندازه؟

اگه مرد نبود

وقتی که گريه می کرديم، شونه های مردونه کی پنای ترسا و دلهره هامون می شد؟

اگه مرد نبود چه کسی وقت ترس ها به ما پناه می داد؟

چه کسی وقتی همه در رويارويی با احساساتمون حال بدی داشتيم تصميم قاطع و منطقی می گرفت و حرف آخر را می زد؟

چه کسی توی بحران های زندگی مسئولانه  قدم اول را برمی داشت؟

کی اشکامونو پاک می کرد؟

کی چتر حمايت گرشو روی سرمون باز می کرد؟

ما برای کی اين همه خوشگل می کرديم؟

به چه اميدی می رفتيم  اين همه موهامونو رنگ می کرديم هر ماه و ابروهامونو برمی داشتيم؟

اصلن به چه اميدی زندگی می کرديم؟
 

ديدهاي متفاوت از زنان

زن شاهکار خلقت است (برنارد شاو)

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست (ارد بزرگ)

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل (مالرب)

تمدن چیست؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است (امرسون)

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست (آناتول فرانس)

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ (ناپلئون)

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان (رومن رولان)

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند (کونته ورسیه)

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد (بردون)

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند (رابیندرانات تاگور)

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند (لرد بایرن)

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است (گوته)

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند (الکساندر دوما)

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ... (مارکوس آنا)

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود (لامارتین)

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش (ویلیام شکسپیر)

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند (برنارد شاو)

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است (شیلر)

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند (مارک تواین)

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند (جونسون)

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند (ارد بزرگ)

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند (داستایوفسکی)

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند (ارد بزرگ)

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،نمونه عطوفت و چشمه عنایت است (اقبال لاهوری)

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد (ابوفور)

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است (میشله)

زن وقتی که دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد. (آلفونس دوده)

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند. (دیسرائیلی)

پروانه ميرافشاري (حميرا)

متولد 1323 تهران از خانواده با نفوذ و سرشناس امير افشاري كه اصالتي آذري دارند مي باشد.

پدر او مالك 150 شهر و روستا درمنطقه شرق ايران وتوابع طالقان بوده است.

ازهمان كودكي حميرا خانه آنها به افتخارافرادبانفوذ حكومتي شاهد مراسم بزرگ باحضورهنرمندان نامي آن زمان مثل: قمرالملوك وزيري / روح انگيز / بنان / ملوك ضرابي و ... بود كه همين انگيزه اوليه دخترخانواده براي روآوري به آواز شد.

حميرا به دور ازچشم پدروبا تشويق همسر روشنفكروتازه از آلمان برگشته خود با نام نويسي درتست صدا درشوراي راديو آن زمان حيرت وتحسين اعضاء شورا را سبب شد وپس از آن تحت تعليم استادعلي تجويدي وبانو ملوك ضرابي قرار گرفت.

وي دو سال در سن 18 سالگي به يك خوانندهء تمام عيارتبديل شد. درهمان سن آوازي را دردستگاه سه گانه با آهنگسازي علي تجويدي وشعري از رهي معيري با نام "صبرم عطا كن" را اجرا كرد كه دركتاب ترانه هاي اين اثربه ثبت رسيده است.

وي به علت مخالفت پدربا نام مستعارحميرا فعاليت خود را آغازكرد اما پدر وي كه صداي دختر خود را ميشناسد و اينكه آوازخوان بودن دختر خود را به دور از شان خانوادگي خود ميبيند همه صفحات موجود در بازارتهران راخريداري كرده و درخانه خود انبارميكند وطلاق دختر خود راازهمسرش مي گيرد و به مدت يك سال دخترخود را درخانه زنداني ميكند. بعد يكسال در طي يك سفراروپايي كه براي جناب اميرافشاري پيش مي آيد حميرا كه از حمايت مادرخود برخورداربود دومين اثر خود بانام پشيمانم به آهنگسازي علي تجويدي را دردستگاه همايون اجرا ميكند كه باعث تحول عظيمي درموسيقي سنتي ايراني ميشود. پدر وي با آگاهي از اثر جديد دخترخود او را ازخانه طرد واز ارث محروم ميكند. بعد از آن وي مدتي رادرخانه پسرعمويش كه همسر اوهما ميرافشار ترانه سراي معروف بود به سربرد تاآنكه با استاد پرويز ياحقي ازدواج كرد ومدت شش يا هفت سال همسر اين آهنگساز بنام ايران بود ودراين مدت آثارماندگاري همچون: مراتقريبي / هديه عشق / بهارنورسيده / مراتنهانگذاري / پنجره اي به باغ گل و ... با آهنگسازي پرويزياحقي خلق كرد.

                                       

                                                         

وي بعد از انقلاب چندماهي رادرزندان بسربرد و با پرداخت مالياتي معادل سي هزارآزاد شد.

همسرسوم وي كه تاجركراوات بود عملا بيكارشد وبي مهري وي به حميرا روزبه روز بيشترشد. حميرا تااواسط سال 60 خورشيدي در ايران ماند وبدليل مزاحمت هاي فراوان درتهران به يكي ازشهرهاي شمالي نقل مكان كرد ولي بازازطرف عناصرتندرو مورد آزارواذيت قرار ميگرفت. لذا به ناچاربدون حمايت وبه تنهايي وبصورت ناشناس باگريم درقالب پيرزني زشت با دختردوساله اش بنام هنگام ازمرزپاكستان ازايران خارج شد وازآنجا به اسپانيا وبعد به كاستاريكا رفت ودر آنجا دچارافسردگي شديد شد.

درحاليكه شوهرش بدون توجه به همسروفرزند به آمريكامهاجرت كرده بود حميرا با كمك همسرپسرعمويش هماميرافشار به كاليفرنيا مهاجرت وباحمايت احمد مسعود كارهنري خودراازسرگرفت. درسال 1378 تومورمغزي دچارشدكه به صورت معجزه آسايي از اطاق عمل نجات يافت. اوهم اكنون درشهرلوس آنجلس زندگي ميكند.

آيا مي دونيد قبر امير كبير كجاست ؟

 

 

اصلا تا حالا فكر كردين مزار اين بزرگمرد ايراني كجاست ؟

احتمال قريب به يقين نمي دونيد ... 

تعجبي نداره 

غصه هم نخوريد خيلي ها مثل شما هستند 

از جمله خود من كه تا همين چند هفته پيش نمي دونستم و كاملا اتفاقي اين موضوع رو فهميدم 

امير كبير صدر اعظم ايران در زمان ناصر الدين شاه كه با دسيسه هاي يك سري وطن فروش و طماع در حمام فين كاشان به قتل رسيد در شهر كربلا در كشور عراق به خاك سپرده شد 

اين كه چرا او را به كربلا بردند براي من سوال است و احتمال مي دهم براي دور ماندن مردم از مزارش وجلوگيري از تبديل آن به ميعادگاه مظلومان او را از ايران و ايراني دور كردند 

و اينكه چطوري در آن زمان جسد اين مرد بزرگ رو با امكانات محدود آن زمان به عراق منتقل كرده اند هم باز جاي سوال دارد .

 اما چيزي كه بيش از همه مايه شرمندگيست اين است كه اكثر قريب به اتفاق ايرانيها نمي دانند مزار اين اسطوره تاريخ كجاست 

تا زماني كه روابط ايران و عراق تيره بود و كسي حق سفر به كربلا رو نداشت شايد اين ندانستن توجيه داشت ولي 

امروزه با سفرهاي متعدد مردم به عراق و كربلا جاي بسي تاسف است كه حتي يكي از كساني كه از عراق بر مي گردد نمي داند كه امير كبير هم در آنجا دفن بوده 

. آيا فكر نمي كنيد كه همين عراقيها به ما خواهند خنديد كه چطور مردي رو كه بسياري از داشته هاي امروزمان را مديون اوهستيم فراموش كرديم؟

من كه خودم از خودم خيلي خجالت كشيدم 

البته من تا حالا به عراق نرفته ام ولي به هر حال وظيفه ام بود به عنوان يك ايراني كه دم از عشق به وطن مي زنم بدانم كه سرنوشت اين مرد بزرگ پس از مرگ چه شد.

 لطفا اين متن رو براي همه بفرستيد تاشايد كمي از قصورمان نسبت به روح اين مرد بزرگ تاريخ كشورمان راجبران كنيم

کج دار و مریض یا کج دار ومريز

کج دار و مریض یا کج دار ومريز

اصطلاح کج دار و مریز یا به صورتی که بیشتر مردم فهم می کنند و می نویسند «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط مردم به اشتباه به کار می رود. مردم آن رابا مریضی مرتبط می دانند و البته درک درستی از آن ندارند. این اصطلاح در اصل کج دار و مریز است. به معنای اینکه ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد. بنابراین می بینید که نسبتی با مریضی ندارد. شاعر در این خصوص می گوید:

رفتــم بـه سـر تـربت شمس تبـریـــز                 دیــدم دوهــــزار زنگیــــان خونــریـــز
هر یک به زبان حال با من می گفت                  جامی که به دست توست کج دار و مریز

 

حال که این را دانستیم بیایید از این اصطلاح زیبا و ادبی درست استفاده کنیم!

نامهاي ماه‌هاي ايرانيان به چه معناست؟!

نامهاي ماه‌هاي ايرانيان به چه معناست؟!

 

فروردين

فروردين نام نخستين ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا و پارسي باستان فرورتينام, در پهلوي فرورتين و در فارسي فروردين گفته شده كه به معناي فروردهاي پاكان و فروهرهاي ايرانيان است. بنا به عقيده پيشينيان, ده روز پيش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته, براي سركشي خان و مان ديرين خود فرود مي آيند و ده شبانه روز روي زمين به سر مي‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهاي نيكان, هنگام نوروز را جشن فروردين خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمين هستند و بامداد نوروز پيش از بر آمدن آفتاب,به دنياي ديگر مي‌روند.

ارديبهشت
ارديبهشت نام دومين ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا اشاوهيشتا و در پهلوي اشاوهيشت و در فارسي ارديبهشت گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء:
جزء اول ((اشا)) از جمله لغاتي است كه معني آن بسيار منبسط است, راستي و درستي, تقدس, قانون و آئين ايزدي, پاكي.... و بسيار هم در اوستا به كار برده شده است. جزء ديگر اين كلمه كه واژه ((وهيشت))باشد. صفت عالي است به معناي بهترين, بهشت فارسي به معني فردوس از همين كلمه است. در عالم روحاني نماينده صفت راستي و پاكي و تقدس اهورامزداست و در عالم مادي نگهباني كليه آتش هاي روي زمين به او سپرده شده است. در معني تركيب لغت ارديبهشت ((مانند بهشت)) هم آمده است
.
 
 
خرداد

خرداد نام سومين ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالي خورشيدي است. در اوستا و پارسي باستان هئوروتات ,در پهلوي خردات و در فارسي خورداد يا خرداد گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: جزء هئوروه كه صفت است به معناي رسا, همه, درست و كامل. دوم تات كه پسوند است براي اسم مونث, بنابراين هئوروتات به معناي كمال و رسايي است. ايزدان تير و باد و فروردين از همكاران خرداد مي‌باشند. خرداد نماينده رسايي و كمال اهورامزداست و در گيتي به نگهباني آب گماشته شده است.
 
تير

تير نام چهارمين ماه سال و روز سيزدهم هر ماه گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا تيشريه, در پهلوي تيشتر و در فارسي صورت تغيير يافته آن يعني تير گفته شده كه يكي از ايزدان است و به ستاره شعراي يماني اطلاق مي‌شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به كوشش او زمين پاك, از باران بهره مند مي‌شود و كشتزارها سيراب مي‌گردد. تيشتر را در زبانهاي اروپايي سيريوس خوانده اند. هر گاه تيشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ريزش باران مي‌دهد. اين كلمه را نبايد با واژه عربي به معني سهم اشتباه كرد.
 
امرداد

امرداد نام پنجمين ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا امرتات ,در پهلوي امرداد و در فارسي امرداد گفته شده كه كلمه اي است مركب از سه جزء:
اول ((ا)) ادات نفي به معني نه, دوم ((مرتا)) به معني مردني و نابود شدني نيست و سوم تات كه پسوند و دال بر مونث است. بنابر اين امرداد يعني بي مرگي و آسيب نديدني يا جاوداني. پس واژه ((مرداد)) به غلط استعمال مي‌شود. در ادبيات مزديسنا امرداد يكي از امشاسپندان است كه نگهباني نباتات با اوست. در مزديسنا شخص بايد به صفات مشخصه پنج امشاسپند ديگر كه عبارتند از:

نيك انديشي, صلح و سازش, راستي و درستي, فروتني و محبت به همنوع, تامين اسايش و امنيت بشر مجهز باشد تا به كمال مطلوب همه كه از خصايص امرداد است نايل گردد.
 
شهريور

شهريور نام ششمين ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاهشماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا خشتروئيريه, در پهلوي شتريور و در فارسي شهريور مي‌دانند. كلمه اي است مركب از دو جزء: خشتر كه در اوستا و پارسي باستان و سانسكريت به معني كشور و پادشاهي است و جزء دوم صفت است از ور به معني برتري دادن وئير يه يعني برگزيده و آرزو شده و جمعا يعني كشور منتخب يا پادشاهي برگزيده . اين تركيب بارها در اوستا به معني بهشت يا كشور آسماني اهورامزدا آمده است. شهريور در جهان روحاني نماينده پادشاهي ايزدي و فر و اقتدار خداوندي است و در جهان مادي پاسبان فلزات. چون نگهباني فلزات با اوستاو را دستگير فقرا و ايزد رحم و مروت خوانده اند. روايت شده است شهريور آزرده و دلتنگ مي‌شود از كسي كه سيم و زر را بد به كار اندازد يا بگذارد كه زنگ بزند.

مهر

در سانسكريت ميترا, در اوستا و پارسي ميثر و در پهلوي ميتر و در فارسي مهر گفته مي‌شود. كه از ريشه سانسكريت آمده به معني پيوستن. اغلب خاورشناسان معني اصلي مهر را واسطه و ميانجي ذكر كرده اند. مهر واسطه است ميان آفريدگار و آفريدگان. ميثره در سانسكريت به معني دوستي و پروردگار و روشنايي و فروغ است و در اوستا فرشته روشنايي و پاسبان راستي و پيمان است. مهر ايزد هماره بيدار و نيرومند است و براي ياري كردن راستگويان و بر انداختن دروغگويان و پيمان شكنان در تكاپوست. مهر از براي محافظت عهد و پيمان و ميثاق مردم گماشته شده است. از اين رو فرشته فروغ و روشنايي نيز هست كه هيچ چيز ار او پوشيده نمي‌ماند. براي انكه از عهده نگهباني بر آيد اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالاي كوه ((هرا)) است, انجايي كه نه روز است و نه شب, نه گرم است و نه سرد, نه ناخوشي و نه كثافت .مهر از آنجا بر ممالك آريايي نگران است. اين آرامگاه خود به پهناي كره زمين است يعني مهر در همه جا حاضر است و با شنيدن آواي ستمديدگان آگاه گشته به ياري آنان مي‌شتابد.

آيين مهر در دين مسيح نيز مشهود است. ايزد مهر در اصل بجز ايزد خورشيد بوده است اما بعدها آندو را يكي دانسته اند. مورخان يوناني مهر را به نام ميترس ياد كرده اند و كر كرده اند كه ايرانيان خورشيد را به اسم ((ميترس)) مي‌ستايند.از اين خبر پيداست كه در يك قرن پيش از ميلاد مسيح آندو با يكديگر مخلوط شده اند. نگهباني ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ايزد مهر است.
 
آبان

در اوستا آپ در پارسي باستان آپي و در فارسي آب گفته مي‌شود. در اوستا بارها ((آپ)) به معني فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صيغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشيدي و نام روز دهم از هر ماه را, آبان مي دانند. ايزد آبان موكل بر آهن است و تدبير امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنكه ((زو)) كه يكي از پادشاهان ايران بود در اين روز با افراسياب جنگ كرده, او را شكست داده, تعاقب نمود و از ملك خويش بيرون كرد, ايرانيان اين روز را جشن مي گيرند, ديگر آنكه چون مدت هشت سال در ايران باران نباريد مردم بسيار تلف گرديده و بعضي به ملك ديگر رفتند. عاقبت در همين روز باران شروع به باريدن كرد و بنابراين ايرانيان اين روز را جشن كنند. آفتاب در اين ماه در برج عقرب يا كژدم قرار مي‌گيرد.
 
آذر

در اوستا آتر, آثر, در پارسي باستان آتر, در پهلوي آتر, و در فارسي آذر مي‌گويند. آذر فرشته نگهبان آتش و يكي از بزرگتري ايزدان است. آريائيان(هندوان و ايزدان) بيش از ديگر اقوام به عنصر آتش اهميت مي دادند. ايزد آذر نزد هندوان ,آگني خولنده شده و در ((ودا)) (كتاب كهن و مقدس هندوان) از خدايان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در اين ماه در برج قوس ياكماندار قرار مي گيرد.

دي

در اوستا داثوش يا دادها به معني آفريننده, دادار و آفريدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ((دا)) به معني دادن و افريدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دي)براي تعيين دهمين ماه استعمال شده است. در ميان سي روز ماه, روزهاي هشتم و بيست و سوم به دي (آفريدگار,دثوش) موسوم است. براي اينكه سه روز موسوم به ((دي) )با هم اشتباه نشوند نام هر يك را به نام روز بعد مي‌پيوندند. مثلا روز هشتم را ((دي باز)) و روز پانزدهم را ((دي بمهر)) و....دي نام ملكي است كه تدبير امور و مصالح روز و ماه دي به او تعلق دارد.

بهمن
در اوستا وهومنه ,در پهلوي وهومن, در فارسي وهمن يا بهمن گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: ((وهو))به معني خوب و نيك و ((مند))از ريشه من به معني منش: پس يعني بهمنش, نيك انديش, نيك نهاد. نخستين آفريده اهورامزدا است و يكي از بزرگترين ايزدان مزديسنا. در عالم روحاني مظهر انديشه نيك و خرد و توانايي خداوند است. انسان را از عقل و تدبير بهره بخشيد تا او را به آفريدگار نزديك كند.يكي از وظايف بهمن اين است كه به گفتار نيك را تعليم مي دهد و از هرزه گويي باز مي‌دارد.خروس كه از مرغكان مقدس به شمار مي‌رود و در سپيده دم با بانگ خويش ديو ظلمت را رانده ,مردم را به برخاستن و عبادت و كشت و كار مي‌خواند, ويژه بهمن است. همچنين لباس سفيد هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمايت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوريحان بيروني جانوران سودمند به حمايت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گياهي است كه به ويژه در جشن بهمنجه خورده مي‌شود.و در طب نيز اين گياه معروف است.
 
اسفند

در اوستا اسپنتا آرميتي, در پهلوي اسپندر, در فارسي سپندار مذ, سفندارمذ, اسفندارمذ, و گاه به تخفيف سپندار و اسفند گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: سپند, كه صفت است به معني پاك و مقدس, يا ارمئتي هم مركب از دو جزء: اول آرم كه قيد است به معني درست, شايد و بجا. دوم متي از مصدر من به من معني انديشيدن. بنابراين ارمتي به معني فروتني, بردباري و سازگاري است و سپنته آرمتي به معني بردباري و فروتني مقدس است. در پهلوي آن را خرد و كامل ترجمه كرده اند. سپندارمذ يكي از امشاسپندان است كه مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وي موظف است كه همواره زمين را خرم , آباد, پاك و بارور نگه دارد, هر كه به كشت و كار بپردازد و خاكي را آباد كند خشنودي اسپندارمذ را فراهم كرده است و آسايش در روي زمين سپرده به دست اوست و خود زمين نيز نماينده اين ايزد بردبار و شكيباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بيدمشك گل مخصوص سپندارمذ مي‌باشد.

دیوار صوتی چیست؟

دیوار صوتی چیست؟

براي توضيح درباره آنچه هنگام شکستن ديوار صوتي روي مي دهد ، ابتدا بايد به صوت به چشم موجي با سرعت انتشار محدود نگاه کرد.همه شما با اثرات ناشي از محدود و نسبتا کم بودن سرعت صوت آشنايي داريد؛ بازتاب صدا در کوه ، تاخير زماني در شنيدن صداي بلندگوهايي که يک چيز را پخش مي کنند و شنيدن صداي رعد پس از ديدن برق . در سطح دريا و دماي 22درجه ، امواج صوتي با سرعت 345متر بر ثانيه يا 1240کيلومتر در ساعت منتشر مي شوند. هر چه دما و فشار کاهش يابد، سرعت صوت کم مي شود، به طوري که براي هواپيمايي در ارتفاع 35هزار پايي - جايي که دما 54- درجه است سرعت صوت به 295متر در ثانيه يا 1060کيلومتر در ساعت مي رسد. حالا يک منبع صوتي را تصور کنيد که يک پالس در ثانيه در فضا پخش مي کند. اين پالسها را مي توان به صورت پوسته هاي کروي از هواي پرفشار که با سرعت صوت بزرگ مي شوند و صوت را منتشر مي کنند تصور کرد (درست مانند دايره هاي ايجاد شده در سطح آب پس از پرتاب يک سنگ) به اين کره ها جبهه هاي موج مي گوييم . اگر چشمه ساکن باشد ، اين کره ها، مانند دايره هاي آب هم مرکز خواهند بود ؛ اما اگر منبع شروع به حرکت کند، اين کره ها را در جهت حرکتش جابه جا خواهد کرد. به طوري که فاصله کره ها از هم در يک طرف (در جهت حرکت) کمتر و در طرف مقابل بيشتر خواهد شد. (با رسم شکل اين مطلب را خواهيد ديد). مقدار اين جابه جايي بستگي به سرعت منبع نسبت به سرعت انتشار صوت دارد. هر چه سرعت منبع بيشتر باشد، به جبهه هاي موجي که در هر لحظه توليد مي کند، نزديکتر شده و بنابراين فاصله جبهه ها در مقابل منبع کمتر و کمتر مي شود، تا اين که در سرعت صوت ، منبع به موج صوتي خود مي رسد و با آن حرکت مي کند. به طوري که جبهه هاي کروي امواج توليد شده همگي مقابل منبع انباشته مي شوند. (مثل حلقه هاي تودرتو با شعاعهاي مختلف که در يک نقطه بر هم مماسند). از نظر فيزيکي جبهه هاي موج نشاندهنده تغييرات فشار هوا هستند و همين تغييرات فشار است که گوش ما آن را به صورت صدا مي شنود.

حالا تصور کنيد همه اين جبهه هاي موج پرفشار جلوي يک هواپيما که با سرعتي در آستانه سرعت صوت حرکت مي کند جمع شود. در اين صورت جبهه ها همديگر را تقويت مي کنند و يک موج فشار با دامنه بسيار زياد تشکيل مي دهند. اين موج ، نيروي مقاومت هوا را زياد مي کند و باعث کاهش نيروي بالابر و دشواري کنترل هواپيما مي شود. وقتي سرعت هواپيما با افزايش توان از سرعت صوت پيشي مي گيرد، از اين سد و ديوار صوتي عبور مي کند و به اصطلاح ديوار صوتي را مي شکند. در اين حالت موج ، دامنه تشکيل شده که به آن shock wave گفته مي شود در هوا منتشر مي شود و به زمين مي رسد. شدت موج رسيده به زمين به ارتفاع هواپيما و اندازه آن بستگي دارد. اگر هواپيما به قدر کافي به زمين نزديک باشد موج فشار مي تواند آنقدر قوي باشد که باعث شکستن شيشه ها، تخريب ساختمان هاي سست و يا کاهش شنوايي افراد شود. شکستن ديوار صوتي يا گذشتن از سرعت صوت ، اولين بار در 14اکتبر 1947 و به وسيله چاک بيگر، خلبان نيروي هوايي امريکا با هواپيماي -X1 که به همين منظور ساخته شده بود اتفاق افتاد. امروزه بيشتر هواپيماهاي جنگنده براحتي از سرعت صوت مي گذرند، به طوري که سرعت بعضي مانند SR71 به 3600کيلومتر در ساعت 3برابر سرعت صوت مي رسد. اما تصوير بالا به شما امکان مي دهد که اين پديده صوتي را ببينيد! اين تصوير که به وسيله جان گي در جولاي 1999 گرفته شده است ، يک فروند هواپيماي F18 هورنت را در حال عبور از ديوار صوتي بر فراز اقيانوس آرام نشان مي دهد. اشتباه نکنيد. ابرسفيد رنگ صدا نيست . در اطراف بالهاي هواپيما بخصوص در شرايط پرواز صوتي ، مناطق کم فشار فراواني ايجاد مي شود. اگر هوا بخار آب زياد داشته باشد، فشار هواي پايين ، آب موجود در هوا را متراکم مي کند و باعث ايجاد ابري از بخار در اطراف آن مي شود. وقتي هواپيما از ديوار صوتي عبور مي کند، هوا به طور موضعي با shock wave آشفته و بخار ناپديد مي شود. جان گي عکس را در لحظه اي که صداي غرش را شنيد ، درست پيش از ناپديدشدن ابر ، گرفته است

عروس شاهزاده چین

عروس شاهزاده چین

برگرفته از کتابی از پائولو کوئلیو

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود، دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.

مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم. روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد…. ، ملکه آینده چین می شود.

دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید. روز ملاقات فرا رسید ، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند.

لحظه موعود فرا رسید. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود. همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است. شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت… همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود